



عهدهایی که بسته يا شکسته شد!
ای ستاره ها پس ديار عاشقان جاودان كجاست؟
|
|
|
سلام به همگي اين آپ ديت با آپ ديتهای قبلیم يه كمي متفاوت هستش خوشحال ميشم شما هم بخونين و راجعش نظر بديدكه اين آقا محمّد بايد چيكار كنه . سلام امیدوارم که خوب باشید.اسم من محمّد22سالم اهل تبریزهستم.5سال بود با یه دختری از اصفهان دوست بودیم در حد پرستش من دوسش داشتم بعد قرار خواستگاری گذاشتیم چون راه دور بود با تلفن اینکار را انجام دادیم و تمام وسایل که برای عقد لازم است را گرفتم و آماده کردم که چند روز دیگه عقدش میکنم. ولی سر مهریه خانواده اون با ما مخالفت کردن؛ توی رسم اصفهانیا، سکه ،پول، خونه ،وچند مثقال طلا وجود داره ولی رسم تو تبریز فقط سکه است. فقط یه سوال برام پيش اومده من الان باید به رسم کدام شهر برم جلو اگر به روش تبریز برم جلو، دختر مورد علاقم را از دست میدم ولی اگر به روش اصفهانیا برم جلو راستش می ترسم ؛چون الان رسم شده که مهریه را می ذارن اجرا؛می ترسم یه وقت سر از این جا ها در بیارم که اون وقت مهریه دختره را من حساب میکنم ؛ 90 میلیون تومان میشه که من توان مالی این قدررا ندارم.تو را خدا ببینيد این انصافه؟! 60 مثقال طلا،500سکه،3میلیون تومان پول ،3داگنگ خونه داشته باشی؛ مال خودت نداشته باشی بايد خونهءپدرت را مهريه قرار بدي.من بیچاره از كجا بیارم بدم؟! گفتم ما فقط سکه تورسمون هست بکشید رو سکه ها ولی قبول نکردن با دختره گفتم بیا فرار کنیم هرچند تا سکه بخوای من میدم ولی از آبروی پدر و مادرش ترسید راستش میدونم تقصیر از دختره نیست؛ اونم منو دوست داره ولی این رسم الکی بین ما را داره جدا میکنه الان چهار ماه بود دیگه باهاش حرف نزده بودم تا دیروز که اون اس ام اس فرستاد؛ من هم تو چت براش آف گذاشتم دیروز باز با هم شروع به حرف زدن کرديم راستش می خوام این مبلغ مهریه راقبول کنم چون می دونم بدون اون نمی تونم زندگی کنم اگه میشه راهنماییم کنيد راستش شب و روزباهم تو تلفن حرف می زدیم که یه روزقبض تلفن براي چهار ماه اومد که برق از سرم پرسید 500 هزار تومان كه الان هنوزم دارم 84 تومان باقي ماندش را ميدم. مرا بشناس ای با من غریبه،من اهل کوچه دلتنگی هستم کمی پایین تر از کوچه احساس،کنار جاده یکرنگی هستم مرا بشناس و با من همدم شو،برایم زندگی بی تو عذابه دو راهی در کمین ماست،اری،طریق زندگی بر پیچ و تابه حالانظر شما عزيزان راجع مشكل اين دوستمون چيه؟ ولي به نظر من اين انصاف نيست با زندگي و احساس دو جوون اين جوري بازي كردن خوشحال ميشم نظرات شما را بشنوم چون اين دوستمون از من و شما خواستند نظراتمون را بهشون بگيم تا شايد بتونن بهترين راحل را انتخاب كنند.
|
|
+ نوشته شده در 85/08/06ساعت 17:19
توسطمینا |
|
|
|
|
|
|